در حسرت دیدار تو آواره ترینم
همش از یه کارت پستال ساده برای معلمم شروع شد تو دبستان
و اون روزی که سال بعد ادامش رو یاد گرفتم
هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست
و این زمزمه خیلی لحظه ها شد ....
ولی هیچ وقت اینقدر معنی نمی داد ...من هم هیچ وقت اینقدر معنی نداشتم ...به اندازه وقتایی که از سر فلسطین توی اتوبوس با خودم اینو زمزمه می کردم
و دیروز فهمیدم حتی این معنی هم کم بود..
وقتی در چند متری بودم و باز چشمانم در نور و فاصله نور چشمانی را نمی دید
و تنها دلخوش بود به حرکت دست ها روی سینه مولا
وقتی همه می خواندند حسین حسین شعار ماست
شهادت افتخار ماست ....
آواره ترین یعنی همین یعنی حتی بهت و اشک امانت را ببرد تا نتوانی زمزمه کنی
سلام برادر ! خدا قوت !
وبلاگت رو دیدم،واقعا جالب بود ! خدا خیرت بده !
متاسفانه جوان های امروز با جوان های دیروزی که عشقشون رهبر بود خیلی تفاوت داره !
من نمیدونم اینقدر کینه ای که افراد به نظام و ولایت فقیه دارن از کجا اب میخوره...ولی ...وظیفه ی من و تو است که در این زمینه هر کاری میتونیم انجام بدیم! به قول سید که میگه :((...خدا کنه شرمنده ی علی(ع)نشیم...))!!!
خیلی دوست دارم با هم بیشتر اشنا بشیم ! اگه مایل بودی یا من در ارتباط باش! یا علی !!! التماش دعا...!!!